كودكان تيزهوش يا پرتوان، برخلاف ساير كودكان استثنايي ممكن است در تمام دوران زندگي خود شناخته نشوند و كسي به نبوغ ذاتي آنان پي نبرد. مشکل يك كودك نابينا يا عقبماندة ذهني را اطرافيان او خيلي سريع و در ماههاي اول زندگي تشخيص میدهند و از همان موقع درصدد چارهجويي يا مراجعه به پزشك، مركز و مربّي متخصّص برمیآيند، ولي كودك تيزهوش چون علامت مشخّصي ندارد و از طرفي كمتر كسي با روحيه و رفتار او آشنايي دارد، ممكن است سالها و حتّي تا پايان زندگي شناخته نشود. نبوغ هميشه در تمام رشتهها و موضوعات ظاهر نمیشود؛ چه بسا كودك تيزهوشی فقط در برخي از رشتهها و موضوعات از استعدادي شگفت برخوردار باشد، ولي در بعضي از دروس يا مطالب در حدّ عادّي و متوسّط رشد کند. بنابراین نبايد تصوّر كرد كه كودكي تيزهوش است كه در تمامی زمینهها مستعد و پرتوان باشد. بهطور كلّي میتوان گفت که نخستين شرط تيزهوشي داشتن بهرة هوشي بيش از 130 است و علاوه بر بهرة هوشي ممتاز، قدرت خلّاقه، توانايي در استدلال و ابتكار در كار را نيز بايد در نظر گرفت. زودرسي استعداد و علاقه به رقابت با كودكان بزرگتر نيز ازجمله مشخّصاتي است كه در كودكان تيزهوش ديده میشود و اينگونه كودكان و نوجوانان به جاي بازي با همسالان، بازي و مباحثه با همفكران را ترجيح میدهند و به همين سبب در گروه سنّي بزرگترها جايي براي خود باز میكنند. تحقيقات مارتين سون، دانشمند رفتارشناس، نشاندهندة آن است كه كودك تيزهوش از نظر سلامت و بهخصوص جنبوجوش و داشتن تيزهوشي موجودي است كه عوامل ارثي و محيطي او را به صورت فردي پيچيده، استثنايي و باهوشتر از افراد عادّي درآورده است.
گرچه تمامي كودكان تيزهوش از بهرة هوشي بالايي برخوردارند، لیکن داراي خواستهها، نيازها، علائق و خصوصيات متفاوتي هستند كه مانع شناخت الگوي واحدي از رفتار و خصايص آنها میشود. به هر صورت چنين اختلافاتي، دليل آن نخواهد بود كه آنها داراي خصوصيات و وجوه مشتركي نباشند و نتوان آنها را در يك طبقة خاص قرار داد. ترمن و آدن در بررسیهای خود مشخّصات عمومي تيزهوشان را اينچنين بيان كردهاند كه وضع جسماني تيزهوشان بهطور كلّي از ساير افراد بهتر است. در يادگيري زبان، خواندن، هنر و ادبيّات و علوم و رياضيات از ساير كودكان پيشي میگیرند و بيشتر و بهتر میخوانند. داراي سرگرميهاي گوناگون هستند و كمتر تقلّب میكنند. از اثبات عاطفي و اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند و به كارهاي اجتماعي گرايش بيشتري نشان میدهند.
سخن گفتن كودك در خانوادههايي كه مادر زمان بيشتري را با فرزند خود صرف میكند، بهمراتب با تكلّم كودكي كه پدر و مادر خود را جز چند ساعت در هفته نمیبيند، متفاوت است. سالهاي اولية زندگي كودك بايد پر از محبّت، صحبت و رفتار صحيح باشد. سالهاي قبل از مدرسه به عنوان سالهاي رشد و نموّ جسمي و عاطفي كودكان، سالهاي مهمّي در توسعة فكري، ازدياد دانش لازم و آگاهي از مسائل فردي و اجتماعي محسوب میشود. پدر و مادر بايد كنجكاوي كودك در اين سنين را به نحو مطلوبي تأمين کنند، در تربيت حواسّ او بكوشند و تكامل اعضاي حسّي او را مورد توجّه قرار دهند. كودكي كه در خانوادة منضبطي پرورش میيابد، منظّم و باانضباط رشد خواهد کرد و اين انضباط تا پايان عمر با وي خواهد بود.
بهتر است والدين انتظارات غيرواقعبينانه از كودك خود نداشته باشند و او را براي رسيدن به معيارهاي دلخواه خود، تحت اجبار يا فشار قرار ندهند، بلكه فقط به صورت حمايتگر در كنار كودك قرار گيرند. از آنجا كه كودكان در سالهاي اول زندگي بيش از هر زمان ديگري ياد میگيرند، والدين مسئوليتهاي سنگيني به عنوان معلّمان دلسوز و صبور در قبال كودكان خود برعهده دارند. هر چند در برخي مقاطع ممكن است رشد يك كودك، بيقاعده و گسيخته به نظر برسد، ولي هدف همواره يكسان است: تحقّق كامل استعدادها يا خودشكوفايي كامل. همة كودكان از بدو تولّد تمايل ذاتي دارند كه تلاش كنند تا بهترين فرد ممكن باشند. هر كودك، هم از نظر جسماني و هم از نظر ذهني، به اين سمت گرايش دارد كه كاري را انجام دهد كه كاملاً با آن تناسب دارد تا شاد و سازگار با محيط باشد. بنابراین بايد فرصت لازم برای نيل به اين هدف را در اختيار كودك گذاشت.
میتوان با راهكارهايي كودك را در مسير هوشمندي و افزايش توانمنديهاي بالقوّهاش قرار داد:
- امكان تجربيات آموزنده و جديد برای کودک مهيّا شود و والدين در برابر اكتشافات كودكان در بازيها از خود هيجان نشان دهند.
- كمك شود که بهمرور كودك احساساتش را بيان كند و از فعّاليتهاي متعدّد لذّت ببرد.
- كمك شود که كودك با بخشندگي، كنجكاوي و مراقبت از خود، ديگران و طبيعت به استقلال بيشتري برسد.
- سرگرميهاي مفرّح علمي، آموزشي و كتابهاي متناسب با سنّ كودك در اختيار او قرار داده شود.
- امكان سفر، گردشهاي كوتاه، بازديد از پاركها، نمايش تئاتر، باغ وحش، موزهها و ... فراهم شود و در مورد بازديدها از او پرسش شود تا دقّت مشاهده و حضور ذهن در او تقويت شود (البته نه سؤالات بيمورد و بيمحتوا كه شكلي از فضولي است، بلكه سؤالاتی که روابط و نگرش كودك را تقويت کند)، مثلاً پرسيده شود که در موزه چه شباهتهايي بين آثار بود؟ كدام اثر جالبتر و كدام خصوصيات آن براي تو جذّابتر بود؟ پاسخهاي او باید با تشويق همراه شود تا تمركز در مشاهدة علمي و يا هنري او به عادت مبدّل شود و زمينة خوب ديدن محيط و اطراف و به نوعي ديد علمي يا هنري در او نهادينه شود و احترام به طبيعت، تاريخ و هنر در ذهن او نقش بندد.
- والدين انتظار مشاهدة رفتاري قابل پيشبيني و نتايج تكراري را در كنجكاويهاي اينگونه كودكان نداشته باشند.
- كمك شود که كودك در زندگي روزمرّة خود به نوعي شعور انساني واقف شود. اين شعور يعني توانايي گرفتن تصميمات درست در:
- تفكّر مستقل
- انتخابهايي مطمئن و ايمن
- درك صحيح و واكنش نشان دادن در زمانهاي مختلف (مثلاً هنگام حضور در مهماني يا اماكن عمومي)
- توانايي گفتن «نه» به شكل قاطع در شرايط نامساعد انتخاب
- اطمينان از بيان احساسات بهخصوص انواع ناخوشايند آن (مثلاً هنگام ناراحتي شديد بتواند احساساتش را بهراحتي بيان كند).
درك مراحل رشد
همچنانكه كودك رشد میكند، پيشرفت او توقّفناپذير است و با سرعتي كه ويژة خود اوست، انجام میگيرد. والدين میتوانند او را تشويق و تحريك کنند، ولي آنچه آنها نمیتوانند تغيير دهند، ترتیب مراحل رشد اوست.