news-details
سلامت روان

اضطراب مدرسه

سه شنبه 29 مهر 1404

همۀ­ کودکان گاهی دچار اضطراب می‌شوند. آن‌ها ممکن است به دلیل امتحانی که پیش رو دارند، مضطرب باشند یا از این نگران باشند که مادرشان متوجّه جای خالی بستنی در فریزر شود. اضطراب به مقدار کم درواقع مفید است، چراکه می‌تواند کودک را وادار به مطالعه کند یا موجب شود که بستنی دسر قبل از خوردن غذا ناپدید نشود.

کودکانی که به‌شدّت مضطرب هستند، بیشتر اوقات احساس ناراحتی می‌کنند و دائماً در انجام کارهایی که برای کودکان دیگر آسان است، دچار مشکل می‌شوند. برخی از کودکان مضطرب آنچنان در مورد نحوۀ عملکرد خود نگران‌اند که یک ساعت تمام روی تکلیفی که تنها ده دقیقه وقت لازم دارد، کار می‌کنند. بعضی از آن‌ها حاضر نیستند حتّی برای رفتن به مدرسه یا دیدن یک دوست از والدین خود جدا شوند. وقتی کودکان دچار اضطراب می‌شوند، انجام فعّالیت‌هایی که قبلاً برایشان راحت بوده، باعث ترس و دلهره در آن‌ها می‌شود. این ترس و بیقراری مسری است و ممکن است والدین را نیز نگران و مستأصل کند.

اگر می‌خواهید بدانید که کودک شما دچار اضطراب جدّی هست یا نه، به رفتارهای زیر -که می‌تواند از نشانه‌های اضطراب در کودک  باشد- توجّه کنید:

* مشکلات خواب

* درد و ناراحتی‌هایی مثل دل‌درد، سردرد، حالت تهوّع

* مشکلات تمرکز

* بی‌دلیل از چیزی اجتناب کردن

* خواب‌های بد، حتّی در طول روز

* حملات وحشتزدگی، تنفّس سریع، دست‌های عرق‌کرده، ضربان قلب سریع، صورت رنگ‌پریده.

اضطراب مدرسه

عجیب نیست که بسیاری از کودکان در مورد مدرسه دچار اضطراب می‌شوند، چراکه عوامل محیطی می‌تواند در کودکی که از هر لحاظ متعادل است، آشفتگی ایجاد کند. در برخی از کودکان اضطراب به این دلیل به‌وجود می‌آید که کودک دچار اختلال یادگیری است و از این موضوع نگران است که به اندازۀ همکلاسی‌هایش موفّق نباشد. برخی دیگر از کودکان به این علّت دچار اضطراب می‌شوند که به مدرسه علاقه ندارند و والدین آن‌ها به این دلیل که آن‌ها در حدّ توانایی خود یا در سطح خواهر و برادرانشان عمل نمی‌کنند، مأیوس و نگران هستند. کودکان در پاسخ به انتظار بالا و غیرواقع‌بینانه‌ای که از خودشان دارند، همچنین احساس اجبار درونی برای برآورده کردن این انتظار، دچار اضطراب در مورد عملکرد خود می‌شوند.

وارد کردن کودکان به محیط‌های آموزشی اختصاصی و متناسب با شرایط خاصّ آن‌ها می‌تواند یک اقدام مهم برای کمک به کودک مضطرب باشد. کودکانی که دچار اضطراب‌اند، به معلّمانی نیاز دارند که این مشکل را درک کنند و بتوانند استرس کلاس درس را کاهش دهند. برای کودکانی که دچار اختلالات یادگیری هستند، برنامه‌های آموزشی خاص اهمّیت ویژه‌ای دارد.

خلاصه‌ای از شیوه‌های فرزندپروری برای یک کودک بسیار مضطرب

والد یک کودک مضطرب می‌تواند برای کمک به کودک خود از راهبردهای مختلفی استفاده کند:

1. ارزش دادن به احساس کودک: به کودکتان بگویید که احساس او را درک می‌کنید. وقتی ما به احساس کودک ارزش می‌دهیم، درواقع به او می‌فهمانیم که درکش می‌کنیم و احساس او را می‌فهمیم. ارزش دادن فقط این نیست که به کودک بگوییم کارهای خوبش را می‌بینیم، بلکه در فرایند ارزش‌دهی، ما با کودک یکی می‌شویم و به او می‌فهمانیم که درکش می‌کنیم و حامی او هستیم. این یک نکتۀ بسیار مهم است. آنچه کودک احساس می‌کند، برای او واقعی است، حتّی اگر به نظر شما این احساس غیرمنطقی باشد. برای مثال ممکن است کودک شما از رفتن به طبقۀ بالای ساختمان بترسد، چون فکر می‌کند ممکن است هیولاها در آنجا زندگی کنند. شما می‌دانید که این ترس غیرمنطقی است، با این حال اگر کودک شما می‌ترسد، به او بگویید که احساس او را درک می‌کنید و می‌فهمید. به کودک نگویید که ترسش احمقانه است، بگویید که درک می‌کنید که او می‌ترسد به طبقۀ بالا برود و نمی‌خواهد تنها این کار را بکند و اگر می‌تواند تا زمانی‌که کار شما تمام شود، صبر کند، با او به طبقۀ بالا می‌روید. به او یادآوری کنید که روزی می‌رسد که او دیگر از اینکه تنها به طبقۀ بالا برود، نمی‌ترسد.

وقتی کودک فهمید که شما اضطرابش را درک می‌کنید، می‌توانید با او تمرین کنید تا اضطراب‌هایی را که به نفع او هستند و اضطراب‌هایی که به او آسیب می‌زنند، مشخّص کند. با رضایت کودک، شما با او تمرین می‌کنید تا اضطراب‌هایی را که معقول و مفید نیستند، تغییر دهد.

2. زمانی برای توجّه انحصاری به کودک: برای کودکان پیش‌دبستانی و دبستانی، کنار آمدن با اضطراب بیشتر مستلزم این است که ما به آن‌ها کمک کنیم که احساس امنیت و کنترل پیدا کنند. به‌طور خلاصه در این روش هدف والد این است که در دوره‌های زمانی خاص فقط به کودک توجّه کند و در طول این مدّت هیچ مزاحمتی از جمله زنگ تلفن و تعامل با خواهر و برادران دیگر در فرایند توجّه کردن به کودک اخلال ایجاد نکند. در این روش در حالی‌ که کودک مشغول فعّالیتی مانند خانه‌سازی یا بازی با اسباب‌بازی‌هایش است، والد تمام توجّه خود را به او معطوف می‌کند. کنترل همه چیز در دست کودک است و والد هرچه را که از او خواسته شده (در حدّ معقول)، انجام می‌دهد. اگر کودک از والد بخواهد که برج درست کند، والد می‌تواند بپرسد که دقیقاً برج چقدر بلند باشد. اگر کودک با لگوها یک وسیلۀ نقلیه می‌سازد، والد می‌تواند در حالی‌ که او را تماشا می‌کند، توضیح دهد که به‌نظر می‌رسد او در حال ساختن یک کامیون یا ماشین ون است. والد در مورد نوع بازی هیچ پیشنهادی نمی‌دهد، به‌جز در مواردی که کودک به‌ مدّت طولانی یک کار ثابت را انجام می‌دهد و والد احساس می‌کند که کودک به تغییر جهت و گسترش بازی نیاز دارد. یک کار مفید این است که والد با صدای بلند کاری را که کودک انجام می‌دهد، توصیف کند و برای کودک یک انعکاس کلامی فراهم کند.

اگر روزی ده تا بیست دقیقه در زمان و مکانی که برای شما راحت‌تر است، زمانی را برای توجّه انحصاری به کودک اختصاص دهید، دقیقاً آنچه کودک به آن احتیاج دارد، برای او فراهم کرده‌اید.

3. مواجهه: یک اصل اساسی در مورد اضطراب این است که اگر کودک به‌طور مکرّر کارهایی را که از آن‌ها می‌ترسد انجام دهد، می‌تواند بر اضطرابش غلبه کند. به این کار رویارویی یا مواجهه می‌گویند.

مواجهه تکنیکی است که به موجب آن فرد باید آنچه را که از آن می‌ترسد، تجربه کند تا یاد بگیرد که آن چیز درواقع ترسناک نیست.

4. بازی‌درمانی: کودکانی که همیشه مضطرب هستند، اغلب از کار کردن با یک متخصّص سلامت روان سود می‌برند.

عقیدۀ زیربنایی بازی‌درمانی این است که کودک از طریق بازی، آنچه را موجب نگرانی و اضطراب اوست، بیان می‌کند. ممکن است کودک نتواند دقیقاً به شما بگوید که چه مشکلی دارد، امّا مضامین بازی‌ها نگرانی‌ها و راهبردهای مقابله‌ای کودک را آشکار می‌کند. گاهی کودکان بارها و بارها یک مسئله را در بازی‌های خود تکرار می‌کنند و از این طریق آن را برای خود حلّ و فصل می‌کنند.

5. تغییر رفتار: گاهی وقتی کودکان مضطرب می‌شوند، دست به کارهای بی‌فایده می‌زنند، مثلاً به مدرسه نمی‌روند یا وقتی مادرشان می‌خواهد به آن‌ها شب‌بخیر بگوید، موی او را می‌کشند؛ هر والد به راهبردهایی برای تغییر این رفتارها احتیاج دارد.

* به احساسی که کودک دارد، ارزش دهید.

* یک هدف معیّن کنید و آنچه را می‌خواهید تغییر دهید، مشخّص کنید.

* سعی کنید در کودکتان برای رسیدن به این هدف، تعهّد ایجاد کنید.

* برای تشویق رفتار خوب کودک از تقویت مثبت استفاده کنید.

* رفتارهای بی‌حاصل و ناکارآمد کودک را نادیده بگیرید و به آن‌ها توجّه نکنید.

* از طریق تقویت متوالی رفتار مطلوب، این رفتار را در کودک شکل دهید.

واکسیناسیون آنفولانزا در دوران بارداری؛ محافظی مؤثر برای مادر و نوزاد

نگرانی‌هایی در مورد بیهوشی